خرید بک لینک

نمی دانم دقت کرده اید به آنهایی که تازه وارد یک رابطه شده اند چجوری می شوند؟دقت کرده اید که به محض کوچکترین حرف و بالای چشمت ابرو گفتن به تریج قبایشان بر می خورد؟دقت کرده اید خیلی ملو می شوند و مهربان می شوند و با یک حالتی عزیزم می گویند؟

به آنهایی که تاکنون وارد رابطه نشده اند چه؟دقت کرده اید که خیلی حساس و زودرنج و عصبی اند و نسبت به رفتار عاشقانه ی بقیه یک ری اکشن منفی دارند و دوست دارند از جوهای رمانتیک به خلوتشان بگریزند و های های بزنند زیر گریه؟دقت کرده اید که اگر وارد رابطه شدنشان دیر شد یک جور خبیثی می شوند و دو نفر عاشق را که می بینند جلوشان سکوت می کنند و لبخند می زنند ولی پشت سر ذبح غیر شرعیشان می کند و هی می خواهند بگویند حالا طرف هم مالی نیست.ولی من می دانم که همه اش از سر حسادت و غبطه و نداشتن است.

حالا به گروه سوم چه؟به آنهایی که وارد یک رابطه شده اند و شکست خورده اند و بیرون آمده اند؟دقت کرده اید کم گریه می کنند و اگر گریه ای هم کنند توی خلوتشان است و دیر به دیر؟دقت کرده اید چقدر نسبت به قبلشان شاس می زنند و انگار از هفت دولت آزادند و دیوانگان معمولا از این دسته اند...

گروه اول هی ناز می کنند چون نازکش دارند،بهشان زود بر می خورد چون یکی هست که کمتر از گل بهشان نمی گوید و بقیه خلق الله هرچه بگویند کمتر از گل محسوب می شود و دوست دارند به ناز کشیدن معشوقشان پناه ببرند.

گروه دوم دلشان عشق می خواهد و چون ندارند از فضاهای عاشقانه گریزانند که یاد کمبودهایشان نیفتند.

گروه سوم ولی تا یک رفتار عاشقانه دیدند میزنند به فاز شوخی و مسخره بازی و گروه یک و دو نمی توانند درک کنند پشت این مسخره کردن های الکی چه زخم عمیقی خوابیده است.چه گریه هایی پشت پلک هایشان منتظر باریدن است که اگر زود از پدافند خنده استفاده نکنند از گریه شهید می شوند.

گروه سوم از عشق فرار نمیکنند،نگاهشان به عشاق تازه مثل دنیا دیده هاست،فرار نمی کنند از فضای عاشقانه...بدشان نمی آید، الکی موضع هم نمی گیرند فقط یادشان رفته که عشق چه جوری ها بود.حسودی در گروه دوم بیشتر است تا گروه سوم.گروه سوم پشت سرت دوست ندارند بگیرند خفه ات کند،فقط پشت سر عشاق جوان مثل پیرمردهای دنیا دیده،دستی به ریش های سفیدشان می کشند و محو افق می شوند و لبخند سالخورده ای می زنند و قبل از آنکه بخواهد یاد خاطراتش بیفتد بلند می شود می رود دنبال کارهایش.گروه سوم افراد فوق العاده کم حافظه ای هستند،چون در یک بازه زماپی زیاد روی خودشان کار کرده اند که به یاد نیاورند،و حالا آنقدر به یاد نمی آورند که فراموشکاری به همه جای زندگی شان سرایت کر ه،آنها سرد و سنگ شده اند و مدار احساستشان کمی عیب پیدا کرده.از نظر گروه سوم بقیه مردم بی جنبه اند و آستانه تحملشان پایین است و نمی شود باهاشان شوخی کرد.همان قدر که انتظار دارند با بقیه شوخی که می کنند ناراحت نشوند به همان میزان خودشان زودتر از هرچه زود ناراحت می شوند،گروه سوم ته خط گروه اول و دوم است.او هم روزی عاشق نبوده،شده و حالا نیست،حالا بی تفاوت است.یک بی تفاوتی روانی کننده،بخاطر همین از بیرون که نگاهشان کنی و خل وضعی شان را ببینی می گویی رسما دیوانه شده،اما تو نمی دانی در عقبه این دیوانگی ها و خنده و خود را به کوچه علی چپ زدن ها چه جان هایی،چه جان هایی،چه جان هایی کنده شده....

گروه سوم روح بزرگتری دارند،روحی که هم نوازش دل بستن را چشیده و هم چکش دل کندن را خورده قطعا متعالی تر است.

روح را درد بزرگ می کند و نداشتن ها...رفتن ها و پا روی خواستنت گذاشتن ها،جبر به منعطف بودن و سازگاری و وفق با شرایط موجود....آنجا که می پذیری شکست خورده ای و می بینی همچنان زنده ای و نمی میری،آنجا که باید سر پا شی،آنجا که دست روی زخم زانوانت می گذاری و علی می کنی و بر میخیزی شک نکن که قدرتمند ترین آدم دنیا خودت هستی.

نویسنده : Rey ; ساعت ٧:٥٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٦

تگ ها :

برچسب: نویسنده: کیان اسدیان تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 15:56

صفحه بندی