یک روزهایی ویژه ی خود خود آدم است و هیچ کدامش به اندازه تولد خصوصی نیست.
تمام لحظه هایش...تک تک ثانیه ها...درخت ها،خیابان،خورشید چه می دانم همه چیزش.اصلا همه مهربان ترند و تو به اقتضای این روز خصوصی مجبوری مهربان باشی و این جبر خوشایندی ست.
خیلی خوب است که اینقدر با همه آنهایی که دوستشان داری نزدیک باشی و مشغول حرف زدن که متوجه نباشند ساعت از صفر صفر صفر صفر گذشته و بایستی تبریک بگویند.
حتی همین که سر و کله آدم هایی که یک سال نبوده اند از غیب پیدا می شود هم خوب است.
بیست و هشت اَمرداد از آن روزهایی ست که اگر تولدم نبود اصلا چنگی به دل زد.هم هوایش بس که چسبنده است،نچسب است و طاقت فرسا و هم آسمانش آبی نیست و پر از غبار...و هم اینکه بوی خوبی هم ندارد.
بیست و هشتم امرداد مثل اواخر اسفند و اوایل مهر دلچسب و دلفریب نیست.تنها خوبی اش این است که برای خود خود آدم است و هم اینکه امرداد به نظر من ابرقدرت ترین ماه سال است به دور از هر تعصب امرداد ماهی...صرفا بخاطر اینکه سال تا تیر توی سر بالایی ست برای جان گرفتن و از شهریور توی سرازیری ست برای جان دادن.
امرداد قله سال است...شیر است و اوج فرمانروایی خورشید!
+من به امرداد ماهی بودن خود می بالم و دوست دارم همه همین حس را نسبت به تولدشان داشته باشند:)
برچسب: اَمرداد,
نویسنده: کیان اسدیان