چهار روزه جامون شده نشستن جلوی شبکه خبر و نگاه کردن به اون تصویر کوچیک سمت راست...چهار روزه بیشتر از همه خانم شریفی مقدمو می بینیم و آقای ملکیو.چهار روزه که چهار سال گذشته به خیلیا.
پنج روزه داریم می ترسیم هی.پنج روزه داریم به مرگ و زیر آوار موندن فکر می کنیم.پنج روزه از تنهایی می ترسیم.از حموم رفتن و دستشویی رفتن میترسیم.پنج روزه با حجاب می خوابیم مبادا بی حجاب بمیریم و آبرومون جلوی کسی که قراره پیدامون کنه بره.پنج روزه تیک عصبی گرفتیم و هی توهم زلزله می زنیم و خواب زلزله می بینیم.پنج روزه فهمیمیدم چقدر ضعیفیم وچقدر امنیت خوبه.
چهار پنج روزه از زندگی افتادیم.
موقعی که خبر ریختن پلاسکو رو تو تلگرام دیدم بیشتر از ترسناک بودن برام جالب بود،فکر نمی کردم مهم باشه تا بحث آتش نشانا پیش اومد.شایعه شد سی تا آتش نشان شهید شدن.شبکه خبرو که گرفتیم ساعت از یازده و نیم،نیم ساعتی گذشته بود و پلاسکو ریخته بود،اما فیلم فرو ریختن و صداهای یا حسین و یا امام رضا ترسوندمون و فهمیدیم که بدبخت شدیم.مثل همه ترس و نگرانی و دعا و خدایا خودت کمک کن و گهگاه فکر به این که الان حس مادر و زن و بچه و خانوادشون چیه و زود از این فکر در اومدن چون نمی خواستیم دیوونه شیم.
چهار روزه مثل اینکه که یه کار نکرده داشته باشیم،بی قراریم.
از اون روز سر سفره ناهار که زلزله چار و هشت ریشتری شد اونم با اون زمان طولانی ترس ریخته شد تو تنمون،تا پریشب ساعت دو و نیم که تو خواب پروندمون و بیشتر ترس برداشتیم و حالا همش میترسیم که نکنه بعد از پلاسکو تیتر خبری کازرون ما باشه.
پنج روزه از خواب می پریم میگیم زلزله،ماشین رد میشه میگیم زلزله،رعد و برق میشه میگیم زلزله،توهم میزنیم و کارمون شده هی رفتن تو سایت ژئو فیزیک و می بینیم انگار بعضی از توهماتمونم توهم نبوده.حرف و جوکمون شده زلزله،به هم میگیم گردگیری نکن الان دو ساعت دیگه همش میاد پایین زحماتت به باد میره.ه .هی نماز آیات می خونیم و هی می خندیم به ترس و عکس العملمون،که محبوبه گوشیشو انداخت ولی ظرف سالادشو با خودش برد،به خودم که از خواب پا میشم میدوهم سمت حموم،به مامان که گوشی تلفنو تق کوبید روش و دوهید تو حیاط،به منصور که نشست تا بمیره ولی نمرد،به غ که رسما گریه ش گرفت.
بدی زلزله اینه که نمیدونی کجا باید پناه ببری،همه جا خطر مرگ هس،اونم تو خونه ای که نه شناژ داره و نه ایمنی.اونقدر احساس ضعف میکنی که رسما به غلط کردن میفتی و می بینی چقدر جون دوستی و هرچی میگفتی کاش می مردم کشکی بیش نبوده.دوس داری هول نکنی،دوس داری خونسرد باشی،دوس داری نترسی و بهترین عکس العملو داشته باشی ولی نمیشه.
چهار پنج روزه آدم خودمون نیستیم،آدم ترسیم،آدم دلهره و تشویشیم.
چهار پنج روزه آتش نشانی شده بهترین شغل دنیا و بیمه بهترین کار دنیا و خواب بدون پریدن بهترین نعمت دنیا و زلزله بزرگترین ترس دنیا و پلاسکو مهم ترین نقطه ی دنیا.
چهار پنج روزه که بیشتر از همیشه داریم می فهمیم که باید امام زمان باشه و نیست.که مضطر داریم میشیم و حواسمون نیست.که ظهور نزدیکه و هیشکه نمی تونه بگه نیست.که اینا همه ش نشانه هاشه و نگو که نیست.
برچسب:
نویسنده: کیان اسدیان